ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
263
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
فصل 2 منافسه ( 1 ) و غبطه ( 2 ) منافسه يعنى آرزو نمودن نعمتى كه براى ديگرى هست بىآنكه زوال آن را از او بخواهد ، و اين مذموم نيست ، بلكه در واجب واجب است و در مستحب مستحب و در مباح مباح . خداى سبحان مىفرمايد : « وَفي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ » 83 : 26 ( مطففين 26 ) . « و همچشمى كنان در اين باره ( نعمت بهشتى ) همچشمى كنند » . و سخن پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم بر اين معنى حمل مىشود كه فرمود : « لا حسد إلا في اثنين : رجل آتاه اللَّه مالا ، فسلَّطه على ملكه في الحقّ . و رجل آتاه اللَّه علما ، فهو يعمل به و يعلَّمه النّاس » . « حسد روا و نيكو نيست مگر در دو مورد : مردى كه خدا او را مالى داده باشد و او [ در صرف ] در راه حق به آن دست يابد ، و مردى كه خدا به او علمى عطا فرموده و او به آن عمل كند و به مردم بياموزد » . يعنى غبطه جز در اين موارد [ جايز و نيكو ] نيست . گاهى غبطه حسد ناميده مىشود چنان كه گاهى حسد منافسه و همچشمى خوانده مىشود ، و اين براى نزديكى و وسعت و فراخى اين دو معنى است .
--> ( 1 ) رغبت نمودن در چيزى به طريق همچشمى . . ( 2 ) رشكبردن و آرزونمودن به حال كسى بىآنكه زوال آن را از او خواهد . .